مرتضى راوندى
101
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ساختههاى فرنگيان مانند ساعتهاى سويس ، قبلهنما ( قطبنما ) و عينك و چيزهاى شيشهيى ، بافتهها ، بويژه ماهوت و اطلس و كمخاى فرنگى و تافتهء شامى و همچنين تأثير سبك نقاشى فرنگى ، در اواخر عهد صفوى ، به نحوى كه در تصويرهاى چهل ستون اصفهان مىبينيم و نظاير اينها ، همگى نتيجهء مستقيم ارتباطيست كه در دوران مورد مطالعهء ما ، ميان ايران و اروپا در حال گسترش بود و اين تأثيرها طبعا در دوران بعد از صفويه روزبهروز ژرفتر و گستردهتر گرديد ، دامنهء تأثير اين رابطهها ، حتى به ادب فارسى نيز كشيد و در وصف فرنگيان مضمونهايى در اختيار شاعران زمان گذارد ، شاهدان و زيبارويان فرنگ ، حسن فرنگ ، رخ فرنگ ، بت فرنگ ، باده پرتگال ( مى پرتقال ) و اينگونه واژهها ، به همراه اين مضمونها و و صفها بسيار بهكار مىرفته است . . . از جمله غزلى است با اين مطلع : دارم دلى از چشم سياه تو فرنگى * وحشىتر از آهوى نگاه تو فرنگى ذبيحى * * * يا به ما يار مشو يا چو شدى چون ما شو * ما چو رسواى جهانيم تو هم رسوا شو عاشق و رند و غزلخوان و فرنگى مشرب * رند و لا قيد و ملامتكش و بىپروا شو ذبيحى * * * سير دانش در عهد صفوى در عهد صفويه ، علوم مثبت و تجربى كه از قرن سوّم و چهارم هجرى اصول و مبانى آن به همت زكرياى رازى و ابن سينا و ابو ريحان بيرونى و ديگران پايهگذارى شده بود يكباره در اثر جمود و استبداد سلاطين و روحانيان اين دوران راه افول سپرد . مجلسى كه از صاحبنظران اين عصر است مانند ، پيروان مكتب اسكولاستيك ، در اروپاى قرون وسطا ، تنها علمى را سودمند مىداند كه در راه تقويت دين و ايمان آموخته شود و به نظر او : « علم نافعى كه سبب نجات بشود ، توحيد و امامت و علومى است كه از حضرت رسول ( ص ) و ائمه به ما رسيده است ، زيرا همه محكمات قرآن در احاديث تفسير شده و تفسير اغلب متشابهات نيز به ما رسيده است و بعضى كه نرسيده ، تفكر در آنها خوب نيست . از ساير علوم آنچه براى فهميدن كلام اهل بيت رسالت لازم است ( مانند زبان عربى و صرف و نحو و منطق ) بايد خوانده شود و غير آن يا لغو و بيفايده است و موجب تضييع عمر مىشود و يا احداث شبهه است در نفس كه بيشتر موجب كفر و ضلالت مىشود . » مجلسى جز